تبليغاتX
آرزوهای من
آرزوهای من

چوبی را بشکن سنگی را بردار مرا خواهی یافت

.1جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

.2تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

.3در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

4 .در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از
خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید
.

.5در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

.6در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

.7
اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

.8در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

.9در منطقه هستینگ نبراسکا, قانون می گوید هتلداران باید پیراهن سفید تمیز برای خواب به هر یک از مهمانان بدهند. هیچ زوجی هم حق ندارد تا قبل پوشیدن این لباس ها سکس داشته باشد.

.10در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:32 PM توسط ایزیس| |

وينستون چرچيل :

پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .

آلبرت انیشتین :
انسانهای باهوش مسائل را حل میکنند ، نوابغ آنها را اثبات میکنند .

البرت هوبارد :
زندگي رو زياد جدي نگير ، چون هرگز از اون زنده بيرون نميري .

آلبرت انیشتین :
دو چیز را پایانی نیست : یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان . البته در مورد اولی مطمئن نیستم !



مارک تواین :
بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی !



آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است!

آلبرت انیشتین :

هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:27 PM توسط ایزیس| |


خدایا!

مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان،اضطراب های بزرگ و غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن،لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عظیم را بر جانم ریز.


خدایا!


به من توفیق تلاش در شکست،صبر در ناامیدی،رفتن بی هموار،جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،مذهب بی عوام،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوستم بدارند عطا کن.


خدایا!


اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت.اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد،طرح کرد،به زمان شناساند و زنده نگاه داشت.
خدایا!

به من زیستی عطا کن تا در لحضه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای آن که هرکس آنچنان میمیرد که زندگی کرده است.


خدایا!


آتش مقدس شک را آنچنان در من بیافروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش بسته اند بسوزاند و آن گاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی نشسته از هر غبار طلوع کند.


خدایا!


به هرکس دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکس بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق هم برتر است.


خدایا!


تو را سپاس میگویم که در مسیری که در راه تو برمی دارم آنان که باید مرا یاری کنند سد راهم میشوند،آن ها که باید بنوازند سیلی میزنند،آنها که باید در مقابل دشمنان پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنندو...تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.


"دکتر علی شریعتی"
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 7:52 PM توسط ایزیس| |

خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو از جانم؟
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو میدانی
که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است!


...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::
...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش

و اویکریزو پی در پی دم گرم گلویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد

بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را
...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...

مهربانی آرام می کند؛
قصه خاموش می کند؛
نوازش مست می کند؛
رویا غرق می کند؛
دامان خواب میکند؛
دوست داشتن رام می کند؛
عشق تسلیم میکند؛
ایمان مطمئن می کند؛
شعر نرم می کند؛
خاطره گرم می کند؛
یاد در بند میکشد؛
و امید پیوند میدهد.
"دكتر شريعتي"

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 7:47 PM توسط ایزیس| |

منتظر نباش

که شبی بشنوی از این دل بستگی های ساده دل بریده ام !

که عزیز بارانی ام را در جاده ای جا گذاشته ام !

یا به ستاره ای دیگر در آسمان سلام کرده ام !

توقعی از تو ندارم !

اگر دوست نداری در همان دامنه دور دریا بمان !

هر جور تو راحتی باران زده من !

همین سوسوی تو از آن سوی پرده دوری برای روشن کردن اتاق تنهاییم کافی
ست !

من که اینجا کاری نمی کنم !

فقط گهگاه

گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم !

همین

این کار هم که نور نمی خواهد !

می دانم که به حرف هایم می خندی!

حالا هنوز هم که به تو فکر می کنم باران می آید!

صدای باران را می شنوی ؟!!

نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 10:42 AM توسط ایزیس| |

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:19 AM توسط ایزیس| |

هيچ مي داني

پر رنج ترين گاه وگذر

كه دمي بيش هم نيست

لحظه بدرود است ؟

لحظه سخت و غريب

با سكوتي كه همه فرياد است ...

دل سودايي بسته به مهر

از درون قفس سينه پرتاب و طپش

سر به ديوار قفس مي كوبد

ناله سر مي دهد از درد جدايي كه بمان ...

پاي بر جاي همي لرزد و گويد : كه مرو ...

چه تواند كرد ؟ كه بايد رفتن ...

اي دم بدرود است ...

به جز اين چه توان گفت : كه آيا باز هم لحظه ديدار رسد ؟

که آیا باز هم لحظه دیدار رسد؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:14 AM توسط ایزیس| |

بيا در كوچه باغ شهر احساس

شكست لاله را جدي بگيريم

اگر نيلوفري ديديم زخمي

براي قلب پر مهرش بميريم

بيا ما نيز مثل روح باران

به روي يك رز تنها بباریم

بيا در باغ بي روح دلي سرد

كمي روياي نيلوفر بكاريم

بيا تا در شبي همراه مهتاب

كمي هم صحبت يك ياس باشيم

اگر صد بار قلبي را شكستيم

بيا يك بار با احساس باشيم

بيا در ساحل نمناك بودن

براي لحظه اي يك رنگ باشيم

بيا تا مثل شب بوهاي عاشق

شبي ما هم كمي دلتنگ باشيم

بيا با آسمان پيمان ببنديم

كه تا او هست ما هم با وفا شيم

بيا تا رنگ اقيانوس آبي ست

براي موج ها ديوانه باشيم

كنار هر دلي يك شمع سرخ است

بيا به حرمتش پروانه باشیم

بيا در لحظه سبز نيايش

چو روح اشك پاك و ساده باشیم

بيا باران هر وقت باز باريد

براي گل شدن آماده باشيم.

...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...

من حالم بده بیاین بهم روحیه بدین دارم از ناراحتی میمیرم افسرده میشم !!! شاید اگر دلیلشو بگم بهم بخندین اما من نه!!! آخه همه چیز خوب بودا یهو قره قاطی شد چرا ؟؟؟ نمی دونم یعنی می دونم اما باورش برام سخته خیلی سخت.

آی ادمها به فریادم رسین . . .

نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:34 PM توسط ایزیس| |

 

امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:27 PM توسط ایزیس| |

دوست دارم را من

دلاويز ترين شعر جهان يافته ام

دامني پر كن از اين گل

كه دهي هديه به خلق

كه بري خانه دشمن

كه نشاني بر دوست

راز خوشبختي هر كس

به پراكندن اوست ... !

"فریدون مشیری"

...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...

این روزا ؛ این روزایی که گذشت واقعا روزای دوست داشتنی بودن اتفاقایی که افتاد رو هرگز فراموش نمی کنم ! آب و هوا هم که به شدت مطلوبه. به خصوص شبا که میریم کنار دریا ! آرامشی که دریا داره یا وقتی که محکم می خوره به سنگها و می شکنه واقعا باعث میشه آدم یه حالی بشه و گاهی خوشبختی رو با همه ی سختیا بیشتر حس کنه منظورمو کسی می فهمه که حداقل یک بار تو عمرش توی همچین موقعیتی کنار دریا رفته باشه ؛ وای که تو این روزا چقدر خداوند جهان به من نزدیک تره. اگر یه روز قرار باشه از همه چیز دل بکنم و برم یا به زبون خودمون بمیرم دلم برای سه چیز خیلی تنگ میشه : اولی یه آدمه که می خوام بدونه دلم براش یه ذره میشه ؛ دومی روزایی که با یه دوست می رفتیم سر موج شکن و سومی شبایی که مامانم بیدار می موندم و حرف می زدم.

به خاطر این اراجیف منو ببخشید خیلی دلم پره و خیلی بیشتر میترسم ، هر چه بیشتر به عمق نزدیکتر میشم بیشتر وحشت می کنم.

نیازمند دعای همتون هستم.

1ماه و 5 ساعت و 3 دقیقه ؛ اینا مهم و نیمه مربوط به متن فوقه !!!

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 10:6 PM توسط ایزیس| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ